نئور به سوباتان با انجمن کوهنوردی دانشگاه امیرکبیر
بعد از انجام هماهنگی ها و مشورت های لازم با افراد با تجربه و کسانی که قبلا این برنامه را اجرا کرده بودند ( آقایان سینا شابختی و حمید حسن زاده ) قرار بر این شد که حرکت سه شنبه شب از ترمینال غرب (آزادی) به سمت اردبیل باشد.
از این برنامه همانند سایر برنامه های جنگل نوردی ، استقبال خوبی شد و از همان ابتدای کار دردسرهای سرپرستی از جمله گزینش افراد برای شرکت در برنامه ( یک سوم افرادی که ثبت نام کرده بودند ) آغاز شد .
بعد از مرحله ی سخت گزینش افراد تیم و پرس و جو در مورد افرادی که برای اولین بار در برنامه با آنها بودم لیست نهایی مشخص شد و 25 نفر انتخاب شدند. طبق زمان بندی حرکت ساعت 10 شب از تهران شروع می شد.
نکته : از آنجایی که من به عنوان سرپرست برنامه از همان ابتدا هماهنگی های لازم، از قبیل برگزاری جلسه ی توجیهی،تهیه ی بلیت ، چادر و سایر کارها را از راه دور و به واسطه ی همکاری دوستان انجام دادم آغاز حرکت من نیز از مبدایی متفاوت با سایر افراد بود.
روز اول:
اما شروع حرکت من : چون دو نفر دیگر از افراد تیم نیز از مبدایی غیر از تهران به سمت اردبیل عازم بودند و به صورت اتفاقی مسیرشان از تبریز می گذشت همسفر شدن از تبریز تا اردبیل را غنیمت شمردیم و بنابراین قرار شد چهارشنبه صبح به سمت اردبیل عازم شویم.
از آنجایی که فاروق حلاج و میثم رزم آرا چهارشنبه صبح زود به تبریز می رسیدند ، من 4 صبح با تماس میثم از خواب بیدار شده و 4:30 صبح به سمت ترمینال تبریز راهی شدم، بعد از احوالپرسی،ساعت 5:00 صبح با سواری به سمت اردبیل رفتیم.در راه فاروق از فرصت استفاده کرد وخواب کوتاهی کرد، اما من و میثم در مورد برنامه بحث کردیم . 7:30 اردبیل بودیم . اولین کاری که در اردبیل باید صورت می گرفت کرایه ی مینی بوس بود اما بر آن شدیم که اول صبحانه ی سبکی (کله پاچه !!!!) بخوریم و بعد اقدام به کرایه ی مینی بوس کنیم .
با تماسی که با بچه هایی که از تهران می آمدند داشتم معلوم شد آنها ساعت 9:00 صبح اردبیل خواهند بود.با رسیدن اتوبوس به اردبیل با مشاهده ی کوله ها متوجه شدم یک مینی بوس به تنهایی جوابگو نیست به ناچار یک مینی بوس دیگر کرایه کردیم.
![]()
ساعت 9:20 بالاخره با گذاشتن کوله ها در مینی بوس از ترمینال اردبیل خارج شدیم.توقفی برای صبحانه و خرید ساعت 9:35 در خروجی اردبیل داشتیم که تا 10 صبح به طول انجامید .
مسیر از اردبیل تا دریاچه نئور جاده ای آسفالت بود که تا دوراهی روستای بودآلالو(23 کیلو متر) مشکلی نبود ولی از آن به بعد مسیری پرشیب و پرپیچ و خم همراه با مه و البته مناظر دیدنی پیش رو داشتیم (18 کیلومتر) . بالاخره ساعت 11:00 دریاچه رخ نمایاند.
دریاچه ی کوهستانی و فوق العاده زیبای نئور واقع در مرز استان اردبیل و گیلان،در دامنه غربی قلهی بغروداغ قرار دارد. مسیر دره گرگانرود را میتوان به عنوان مسیری مناسب،بکر و زیبا برای صعود به بغروداغ و نئور از مسیر جنوبی ،آن به شمار آورد.
چون در فصلی جز فصل بارندگی در منطقه بودیم آب دریاچه تقلیل یافته بود به طوری که دریاچه به دوقسمت تقسیم شده بود .
![]()
توقفی کنار دریاچه به مدت دو ساعت و نیم داشتیم (البته با بد رفتاری صاحب زمین که اجازه ی نشستن در زمین خود را به ما نمی داد همراه بود با آنکه زمین زراعی هم نبود!) که فرصتی مناسب برای معارفه ی افراد تیم، گروه بندی ، تقسیم بار و صرف تنقلات بود.
![]()
ساعت 13:30حرکت به سمت سوباتان آغاز شد . سینا شابختی ، راهنما و جلودار و حمیدرضا جهاندار عقب دار بودند . با وجود شیب کم مسیر، تیم سرعت کمی داشت، چرا که با وجود تأکید بنده به همراه داشتن کوله های 3 روزه،ایشان عنایت نکرده و کوله های یکروزه آورده بودند.
با دور شدن از دریاچه و ارتفاع گرفتن ، دور نمای دریاچه همگان را برای گرفتن عکس وسوسه می کرد.
با بالا پایین رفتن از چند تپه و عبور از مسیر کم شیب و البته زیبای ابتدای مسیر کنار چشمه ای که در نزدیکی آبشاری قرار داشت ساعت16:15برای نهار توقف کردیم .دوباره ساعت17 به سمت سوباتان راه افتادیم .ادامه ی راه مه غلیظ تر می شد و چند خانواده ی عشایر ایل شاهسون کنار چادرهایشان دیده می شدند که مشغول دامداری بودند.
![]()
توقفی دیگر نیزساعت17:40کنار چشمه ای برای برداشتن آب داشتیم.
ادامه ی راه تا سوباتان از گردنه هایی رد می شد که شامل مناظر واقعا زیبایی بود و آدمی را غرق در لذت می کرد ، به طوری که یکی از زیباترین لحظات برنامه محسوب می شد( دره هایی که انتهای آنها به واسطه ی مه نامعلوم و پوشیده از گل های سفید و زرد رنگ بودند.)
![]()
در ادامه ی مسیر گردنه که به نزدیکی سوباتان رسیده بودیم با چند کودک عشایر مواجه شدیم که علاقه ی زیادی به شکلات و شیرینی داشتند ، صورت همه ی آنها کاملا سوخته بود به طوری که قسمتی از صورتشان ترک خورده بود، با تقاضای کرم از سوی آنها کرم ضد آفتابی که همراه داشتم را به آنها دادم و خوشحال شدن آنها برایم ارزش زیادی داشت
![]()
به علت سرعت کم تعدادی از افراد، که عقب تر از همه حرکت می کردند، تیم دو دسته شد و عده ای زودتر به سوباتان رسیده بودند.تیم عقبی که من هم با آنها بودم، کنار جوی آبی توقف داشته و سرانجام در ساعت 21:15 همگی در سوباتان بودیم.
اولین جایی که در سوباتان رفتیم مغازه ی کبابی بود، برای شام کباب مشهور سوباتان را خوردیم که به ذائقه ی عده ای از افراد بر خلاف عده ای دیگر خوش نیامد.
![]()
پس از
شام با توجه به نم دار بودن زمین و گل و لای، دو اتاق در سوباتان برای 18 نفر
کرایه شد و 7 نفر مابقی که خود نیز با آنها بودم ،عازم چادر زدن
در کمپی شدیم که سینا شابختی روی جی پی اس
علامت گذاری کرده بود .کمپ تا روستا 20 دقیقه
فاصله داشت زیر نور ماه تا محل کمپ رفتیم . اهالی سوباتان برای تولید برق از
ژنراتور استفاده می کردند . پس از رسیدن به محل کمپ مورد نظر دو چادر نزدیکی پرچین
مزرعه ای زدیم .موضوعی که جلب توجه می کرد
آسمان صاف شب و هوای خنک شب ییلاق سوباتان بود که خواب در کیسه خواب را دلچسب تر
می کرد .البته سینا متقی نیا نیز که با ما بود ترجیح داد بیرون چادر بخوابد و بدین واسطه از آسمان صاف شب لذت
بیشتری برد .تا صبح سر و صدای پارس و جنگ
سگ های روستا می آمد که به حفاظت از روستا در مقابل شغال ها و گرگ ها مشغول
بودند.همچنین شب، قبل از خوابیدن در چادربا سینا شابختی و میثم رزم آرا در مورد
ادامه ی برنامه و انتخاب افراد (با توجه به اینکه همه ی افراد توانایی ادامه دادن
مسیر جنگلی را نداشتند) صحبت کردم .
روز دوم:
8:00صبح همه بیدار شدیم ، مناظری که در تاریکی شب قادر به دیدن آنها نبودیم با روشنایی صبح توجه همه ی ما را به خود جلب کرد ، از جمله دورنمای دریای خزر که قوس آن معلوم بود و مهای که کوههای اطراف را پوشانده بود و نیز درختان پراکنده ی کوههای اطراف که جلوه ی زیبایی پدید آورده بودند، نزدیکی کمپ ما چشمه ای نیز قرار داشت .
من بعد از صبحانه ی مختصر
به سمت روستا رفتم تا از وضعیت تیم ساکن در روستا باخبر شوم .کارهایی که باید انجام می شد یکی پیدا
کردن راهنما بود و دیگری کرایه ی وانت برای افرادی که از ما جدا می شدند و به سمت
ساحل خزر می رفتند . پس از
اندکی پرس و جو و جست و جو به نتیجه ی مطلوبی برای پیدا کردن راهنما نرسیدم .البته
ذکر این نکته لازم است با وجود اینکه سینا شابختی قبلا این مسیر را رفته بود اما
ریسک جنگل مه گرفته با تیم 15 نفره که بیشتر شان هم اعضای جدید بودند ،ریسک بالایی
بود.لذا سینا شابختی با چند نفر از روستاییان که از قبل با آنها آشنا بود تماس
گرفت و راهنما و وانت هر دو جور شدند.
موضوع
دیگری که مطرح بود ندادن مجوز به برخی افراد برای پیمایش مسیر جنگلی بود که از نظر
من توانایی ادامه دادن نداشتند و این کار بسیار سخت بود آن هم در محیط دانشجویی که
در آن حضور داشتم (شاید هم به دلیل تجربه ی کم من بود ، چون یکی از سخت ترین مراحل
سرپرستی این برنامه برای من محسوب می شد).
با تمام این تفاسیر و اوصاف بالاخره 10
نفر عازم ساحل دریای خزر به سرپرستی سعید بهجو شدند و بقیه به سرعت مسیر جنگل را پیش رو گرفتیم (ساعت 12:15 ظهر)
![]()
در
ابتدای مسیر راهنما سرعت بالایی داشت که با تذکری به وی داده شد از سرعت خود کاست
،حوالی ساعت 12:45 ظهرگنج خانه رویت شد .جنگل در اوایل شیب کمی داشت که
رفته رفته بیشتر می شد، البته شاید این احساس کردن شیب بیشتر به واسطه ی طولانی
بودن مسیر و خسته شدن تیم بود.
آرام
آرام وارد منطقه ی کاملا جنگلی شدیم در آغازمسیر رویایی با صحنه ی ناراحت
کننده ی یک قاطر ناخوش احوال مواجه شدیم که در آستانه ی مرگ بود و قاطری
دیگر کنارش ایستاده بود و
نظاره گر جان سپردن دیگری بود!با توجه به وضعیت حاکم شاید آن قاطر هم
آنفولانزای
انسانی نوع ای گرفته بود!
![]()
توقفی کوتاهی وسط جنگل ساعت 13:45 برای صرف تنقلات داشتیم. هر چه می گذشت زیبایی منطقه بیشتر جلوه می نمود ، در ادامه مسیر به باران های پراکنده برخوردیم که با توجه به پیش بینی وضعیت هوای آخر هفته که در پایان گزارش ضمیمه شده ، از این نظر مقداری خوش شانس بودیم ، چون در صورت مواجه شدن با باران های شدید شمال قسمت جنگل برنامه به این سادگی ها نمی توانست صورت پذیرد .در گذر از پاکوب های جنگل کلبه ها و اصطبل هایی در دور و نزدیک دیده میشد که جلوه ی خاصی داشتند.
ساعت 21:50به مجتمع ساحلی صدف که نزدیکی هشتپر قرار داشت رسیدیم.در ادامه ی برنامه سینا متقی نیا و سینا شابختی راهی تهران شدند .
کته ای که لازم دیدم بدان اشاره کنم این است که سینا شابختی (راهنما) قبل و حین برنامه کمک ها و راهنمایی های زیادی به من کرد و از تجارب وی استفاده های زیادی کردم .
روز سوم:
اما شب ساحل با تمام زیبایی ها و اتفاقات و رویداد ها جای خود را به سپیده دم صبح داد .
صبح زود اقدام به کرایه مینی بوس برای عزیمت به رشت کردم. پس از صبحانه و جمع کردن وسایل و کوله ها ساعت 11:30 راهی رشت شدیم. طوری که ساعت13:15 رشت بودیم .بعد از رسیدن به رشت به همراه سعید بهجو به سمت ترمینال رفتیی تا وسیله ی بازگشت به تهران را جور کنیم . پس از کرایه ی اتوبوس برای نهار به بقیه ی تیم ملحق شدیم ، پس از صرف نهار در رشت ساعت 16:30اتوبوس داخل شهر دنبالمان آمد و پس از گذاشتن بارها در اتوبوس عازم تهران شدیم.
![]()
ولی من در ترمینال چون مقصدمان جدا بود، از تیم جدا شدم و به تبریز رفتم .
با تماسی که با بچه ها داشتم ساعت 23:30 تهران بودند . بدین ترتیب برنامه به پایان رسید .
پیشنهات برنامه:
کل مسیر از ازدبیل تا نئور کمتر از 50 کیلومتر می شود، اما نکته قابل توجه جاده 18 کیلومتری بودالالو به نئور می باشد که دارای پیچ و خمهای فراوانیست،
پس در صورت امکان سعی کنید مینی بوس مناسبی کرایه کنید و اگر با راننده سر رقم ناچیزی اختلاف داشتید آن را زیر سیبیلی رد کنید!!
البته می توان ارزان تر هم سفر کرد و به جای کرایه مینی بوس در بستی ، تیم بلافاصله به ایستگاه مسافربری اردبیل- خلخال برود که با ترمینال اصلی شهر در حدود 6 کیلومتر فاصله دارد و در حاشیه شهر است. از آنجا اقدام به تهیه بلیت اتوبوسهای مسیر اردبیل – خلخال که مسافتی در حدود 110 کیلومتر را می پیمایند، بکند، قیمتی در حدود 900 تومان برای هر نفر(قیمت ها مربوط به امرداد سال 1388 می باشد-تورم کریمه را نیز در نظر داشته باشید).
پس از رسیدن به روستای بودالالو از ماشینهای محلی (وانت نیسان) برای رسیدن به دریاچه نئور می توان استفاده کرد، البته در اینجا امکان اتلاف وقت برای هماهنگی و تهیه ماشین را نیز در نظر بگیرید.
نکات یرنامه:
1. زمان استراحت ، صرف نهار و بهره مندی از طبیعت دریاچه نئور و اطراف آن نباید بیشتر از 2 الی 3 ساعت به طول انجامد.
فاز اول برنامه به طول 20 کیلومتر از دریاچه نئور در ارتفاع 2450 متر آغاز و به روستای سوباتان به ارتفاع 1950 متر ختم می شود.
قابل ذکر است اگر سرعت متوسط تیم با کوله پشتی( که نباید وزن آن بیشتر از 12 کیلو گرم باشد) را 4 کیلومتر در ساعت در نظر بگیریم ، با احتساب زمانهای استراحت، عکاسی و ... ما چیزی در حدود 7 ساعت برای پیمایش فاز اول برنامه زمان احتیاج داریم.
2- پس از رسیدن به روستای سوباتان در صورت مساعد بودن وضعیت جوی می توان در همان نقطه ای که بر روی مکانیاب مشخص شده چادر زد با فاصله 200 متری از چشمه ای که در همان حوالیست.
اما در صورت وجود جوی نامناسب در منطقه (بارش) برای اقامت می توان از کلبه های روستایی که در قبال مبلغی اندک سرپناهی به شما میدهند استفاده کرد، اکثر این کلبه ها فاقد هیچ گونه امکانات رفاهی می باشند(حتی برق).
یا در صورت هماهنگی با متولی مسجد روستا می توان شب را در داخل مسجد اقامت کرد.
بازدید از روستا و اطراف آن ، آبشار ورزان و گنج خانه و دور نمای از دریای خزر و دره زیبای لیسار بهره مندی از طبیعت منطقه ییلاقی،لذت نوشیدن چای و خوردن کباب گوسفندی در کافه های که به صورت کلبه های چوبی ما را به یاد ایام قدیم می اندازد و سپس کرایه نیسان وانت و تجربه یک ساعت و نیم وانت سواری در جاده جنگلی سوبانان به هشتپر .
نقشه ی کلی منطقه:
![]()
کروکی مسیر:
![]()
پیش بینی وضعیت آب و هوا:
![]()
تجهیزات:
کفش کوهنوردی سبک ،کوله پشتی دو روزه،کیسه خواب،زیرانداز، لباس و جوراب اضافی ، کرم ضد آفتاب ،عینک و کلاه آفتابی ،چراغ پیشانی ،دمپایی، دستمال کاغذی ، مسواک ،تنقلات و....
همراه داشتن چادر برای سوباتان و شب ساحل توصیه می شود.
استفاده از باتون برای فرود از دره لیسار (جنگل) توصیه می شود.
به همراه داشتن پانچو توصیه می شود ( برای مواقع بارانی)
به همراه داشتن گتر توصیه می شود (برای گل در مواقع بارانی)
به دلیل آفتاب سوزان منطقه کرم ضد آفتاب و کلاه آفتابی از ضروریات است.
هزینه برنامه:
![]()
هزینه ی راهنما 35000 تومان تنها برای افرادی که قسمت جنگل را شرکت داشتند(15 نفر)، حساب شده است .*
هزینه ی کرایه ی چادر تنها به چادر هایی مربوط می شود که از جایی غیر گروه تهیه شده بود.جنگل نوردان همراه:
*1- سینا شابختی (راهنما،عکاس)،84 نساجی *2- میثم رزم آرا (عکاس)،85 هوافضا 3- هدا مودب،84 هوافضا *4- شکیبا رفیعی، 87 مهندسی پزشکی *5- مهران عینکچی،85 برق *6- پریسا امامی،82 ریاضی، 7- فرناز فلاحی،85 ریاضی 8- مرضیه باصری،مهمان 9- حامد صمدی،مهمان 10- سعید بهجو،87ارشد برق *11- المیرا امیرلو،87 برق *12- مارال امیرلو،مهمان، *13- پیمان مانی،86 ریاضی *14- حامد نجفی ،84 مهندسی پزشکی* 15- حمیدرضا جهاندار (عقب دار)،86 مکانیک ،* 16- سینا متقی نیا، 84 نساجی 17 – آرش مهر کش،مهمان* 18- فاروق حلاج ،مهمان19- نیما بطحایی،86 کامپیوتر 20- مهدی نوری ، 85 مکانیک *21- حامد محمدی 86 فیزیک،22- علی جاسم زاده،مهمان *23- مهدی نژادقلی 86 کامپیوتر 24- پیوند جلالی ، 84 هوافضا، * 25- مرتضی یعثوبی(سرپرست، نگارنده)،86 مهندسی شیمی
-دانشجویان ستاره دار!!در اینجا یعنی کسانی که در بخش جنگل نوردی شرکت داشتند.
![]()
دالامپر نام کوهی است...