ده ها سال است که کوهنوردان کشورهاي پيشرفته ارتفاعات کشورهاي خود و ارتفاعات مهم جهان را نه تنها از راههاي معمول، بلکه از راههاي دشوار و ديواره اي هم در فصول مختلف سال مداوما صعود مي کنند. متاسفانه کوهنوردان ما نه تنها صعودهاي دشوار زيادي روي کوههاي کشور انجام نداده اند، که بعضي از کوههاي ما اصولا صعود کوهنوردي نشده است. نمونه آن مي توان به کوههاي شمال غربي رشته زرد کوه اشاره کرد. بسياري از قلل ما نيز تعداد انگشت شماري صعود را پذيرا بوده، من جمله قله مهريز از کوه نشاد يزد، قله هاي شمال شرقي رشته زرد کوه و بعضي ديگر از قله هاي لرستان.

به نظر مي رسد در سال هاي اخير کوهنوردي ايران از يک صفت بارز کوهنوردي که شوق ديدار جاهاي جديد و صعودهاي متنوع است، تهي شده و معمولا کوهنوردان يا به صعود کوههاي منطقه اي خود اکتفا مي کنند و يا حداکثر هر چند سالي صعودي در فصلي مناسب و معمولا از راههاي عادي و ساده روي قله هاي مشهور کشور در يکي از نواحي دور و نزديک انجام مي دهند. صعودهاي زمستاني يا ديواره اي و مشکل و صعود مناطق جديد و دست نخورده تقريبا متوقف شده است. عواملي که به اين تنبلي کمک مي کند، توقف تقريبا کامل صعود ديواره ها است. سال ها بود که فقط ديواره هاي علم کوه، بيستون و يکي دو ديواره مشهور ديگر صعود مي شد، اما همين مقدار اندک نيز در سال هاي اخير تقريبا تعطيل شده و تنها دو سه صعود تکراري روي ديواره علم کوه در سال باقي مانده است. ديگر حتي بيستون و علم چال هم از ذوق و شور ديواره نوردان خالي است. علت چيست؟ مسلما دشواري اداره زندگي و گراني رفت و آمد، وسايل کوهنوردي و مزاحمت هاي مختلف بين راهي عامل مهمي است ولي نبود شوق و انگيزه و رقابت هم در اين زمينه سهمي دارد.

در دهه قبل سنگ نوردي سالني به علت آمدن مربيان فرانسوي، برقراري مسابقات متعدد سنگ نوردي در هر سال، اعزام قهرمانان به مسابقات آسيايي، ايجاد سالن ها و ديواره هاي مصنوعي پيشرفت قابل ملاحظه اي کرد و درجه صعودهاي سنگ نوردي ما از 10/5 به 13/5 رسيد و توانستيم در مسابقات جدي آسيايي چند مقام قابل توجه بدست آوريم که آن هم در سال هاي اخير به علت کمبود مربي خارجي ، کم شدن تعداد مسابقات و در بعضي از سال ها اعزام نکردن قهرمانان به مسابقات آسيايي دچار رکود شده و سطح شور و شوق و انگيزه در ميان جوانان پايين آمده است. توقف تقريبا کامل صعودهاي ديواره اي و رکود صعودهاي ورزشي، آينده کوهنوردي ايران را با خطر جدي مواجه کرده است.

بايد توجه کرد صعود چند قله مشهور کشور و آن هم از راههاي نرمال کاري نيست که باعث افتخار باشد و البته قابل قياس با کشورهاي ديگر. تنها رشته اي که در سال هاي اخير رشد قابل ملاحظه اي داشته " صعودهاي بزرگ" expedition)) و رفتن عده اي کوهنوردان ما به قلل هفت و هشت هزار متري است که کل توجه مسئولان اين رشته ورزشي را به خود جلب نموده است. اين امر که گامي در اعتلاي ورزش کوهنوردي کشور است، تامين کننده آينده آن نيست، زيرا زير ساخت و پايه کوهنوردي، سنگ نوردي. صعودهاي دشوار روي قلل کشور مي باشد. برگزيدن چند کوهنورد قوي و تجهيز آنها به وسيله آخرين امکانات و تکيه بر دستاوردهاي آنها چون پرورش ميوه هاي عالي در گلخانه هاي عالي است و سهم زيادي در رشد کوهنوردي کل کشور ندارد.

بايد توجه نمود که انسان صدها استعداد دارد و در صدها رشته آنها را بکار مي برد، اگر ما بتوانيم در تمام رشته ها تقريبا هم آهنگ پيشرفت کنيم، رشد هر رشته به رشد رشته ديگر کمک مي کند. براي مثال پيشرفت در شيمي به پيشرفت در صنايع غذايي و پزشکي مدد مي رساند و اين خود به پيشرفت توان جسمي وزشکاران کمک مي کند. اين امر در شاخه هاي مختلف يک رشته ورزشي نيز با شده بيشتري دخيل است. صعودهاي بزرگ بدون رشد سنگ نوردي چه بصورت صعودهاي ورزشي و چه بصورت ديواره نوردي و همچنين  بدون صعودهاي دشوار و زمستاني روي خط الراس ها يا قله هاي کشور رشدي است که آينده اي ندارد. ما بايد تمام شعبات مختلف کوهنوردي را به اضافه کارهاي فرهنگي و علمي مجاور ان بصورت هم آهنگ رشد دهيم تا در آينده کوهنوردي ايران را به چنان سطحي برسانيم که بتوانيم بدون کمک شرپاها و البته از مسيرهاي جديد و مشکل پا بر روي قلل بلند جهان بگذاريم و در زمينه مسابقات سنگنوردي حداقل جايي در روي سکوهاي قهرماني آسيا بيابيم.

شادروان فريدون اسماعيل زاده